مصیبت امام مجتبی (ع)

ای کرامت به تو تمام، حسن
وی گدای تو خاص و عام،حسن
قبر بی زائر توکعبة دل
حرمت مسجد الحرام، حسن
این عجب نیست گر امام حسین
پیش پایت کندقیام، حسن
پای تا فرق حُسن در حُسنی
که خدایت نهاده نام، حسن
کیستی تو کریم اهل البیت
کیستم من تورا غلام، حسن
دوست دارم که در مدینه شبی
به مزارت دهم سلام، حسن
زائر روضةالبقیعم کن
سیدی، سیدی، امام، حسن
با تو بودم کَرَم کن و مگذار
بی تو عمرمشود تمام، حسن
خاک ذریة رسولم کن
جان زهرا قسم، قبولمکن

ای سلام خدا به جان و تنت
ای همه حُسن در رخحَسنت
پیکرت همچو شمعسوخته ای
آب شد در درون پیرهنت
پاره های جگر برون می ریخت
با دل پاره پارهاز دهنت
جگر اهل بیت میسوزد
تا قیامت به یاد سوختنت
گه جفا در جواب مهر و وفا
گاه دشنام پاسخسخنت
عوض آب، زهر کینه به کام
جای گل، ریخت تیر بر بدنت
تیرها بر تو گریهمی کردند
اشکشان بود جاری از کفنت
باور هیچ کس نبود نبود
که جسارت شودچنین به تنت
تیر دشمن به زخم تازة تو
گشت شرمنده از جنازة تو
ای مه وآفتاب زوّارت
ای همه خلق سر به دیوارت
جگر سوخته چراغ بقیع
چشم ها جای پایزوّارت
کاش چون شمع تا سحر می سوخت
دل ما در دل شب تارت
پدر و مادرم فدایتباد
که ز هر کس رسید آزارت
زهرخند مغیره می زد زخم
همچو شمشیر بر دلزارت
به تو می گریم ای غریب وطن
که تو را کشت عاقبت یارت
جگر پاره پاره اتباشد
قصة غصه های بسیارت
سوز آن سیلی ای که زهرا خورد
بود عمری به ماهرخسارت
گل باغ دل علی ، به چه جرم
در جگر رفت این همه خارت
چشم "میثم" هماره ریزد اشک
بر تو و بر دو چشم خونبارت
عمر، جان دادن تو بود حسن
یارهم دشمن تو بود حسن

 

/ 0 نظر / 8 بازدید